پیدا کردن معیاری که درست را از نادرست نشان دهد و خوب را از بد تفکیک کند و حق را از باطل جدا کند کار خیلی سختی نیست چون ابزارآن معیار را همه دارند و آن ابزار همان چیزی است که خداوند بعنوان بهترین نعمت به همگان داده است و به خاطر آن نعمت انسان اشرف مخلوقات شده است و بواسطه آن نعمت انسان مکلف به تکالیف انسانی و الهی شده است و آن نعمت نامش عقل است .
تا اینجا کارتشخیص بر همگان راحت است اما مشکل تشخیص و تمیز دادن از زمانی شروع می شود که مطلوب ما در پازل سایه روشن باشد ، آنگاه بازیگران حرفه ایی با تردستی به شکار فکرها می آیند و از ابزار سفسطه برای گمراهی عقل استفاده می کنند.
در این مرحله است که اهمیت و جایگاه هدایت و راهنمایی های رهبران الهی روشن می شود و متمسک شدن به ولایت اولیای الهی نجات دهنده و راهگشاست و هدف خالق هستی هم از ارسال همه ی انبیاء علیهم السلام تا خاتم انبیاء صلی الله و علیه وآله وسلم برای هدایت همه ی بشریت است و اوصیا وجانشینان برحق پیامبر خاتم (ص) ، یعنی دوازده امام معصوم که همگی منصوب الهی هستند نیز برای راهنمایی و هدایت انسان ها می باشند که متحمل سختی های زیادی شدند تا هیچکسی گمراه نماند عقل سلیم هم هدایت های الهی و اولیاء الهی را قبول کرده و فهمیده که باید ایمان به غیب داشت و عقل بشر به تنهایی نمی تواند همه مشکلات را حل کند و همه قوانین انسان ساز را بنویسد لذا بشر ضرورتا نیاز به وحی دارد واین هدایت الهی است که محکم و متین و بدون انحراف است .{ قرآن کریم می فرماید : ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم « اسراء /9 »
یعنی این قرآن به راهی که استوارترین راه هاست هدایت می کند.
حکیم سنایی هم می گوید با بودن پیغمبرصلی الله وعلیه وآله وسلم کسی حق ندارد که ازعقل سخن بگوید یعنی عقل را در برابر پیغمبر و وحی بداند: مصطفی اندر جهان آنگه کسی گوید که عقل آفتاب اندرسماء آنگه کسی گوید سُها
( سُها نام آن ستاره ایی است که کم نور است واطباء قدیم وقتی می خواستند میزان بینایی کسی را تشخیص بدهند می گفتند اگر ستاره سُها را می تواند ببیند معلوم می شود بینایی او خوب است .)
بنابراین عقل از بهترین نعمت های الهی است اما به تنهای نمی تواند به هدایت الهی برسد و نیاز به وحی و انبیاء الهی و کتاب آسمانی دارد و اگر خداوند بشر را هدایت نمی کرد و انبیاء و کتاب آسمانی را نمی فرستاد همین انسان در روز قیامت به خداوند اعتراض می کرد که تو که می دانستی ما با مرگ نمی پوسیم و می آییم اینجا و ما هم که نمی دانستیم کجا می آییم ، تو ما را آوردی اینجا خوب چرا راهنما نفرستادی ما برای اینکه بشر در قیامت به ما اعتراض نکند ونگوید چرا راهنما نفرستادی و راه را مشخص نکردی و چرا قانون نفرستادی ما هم انبیاء فرستادیم این دلیل نبوت عام است.} « بخشی از تفسیرسوره اسراء –آیه الله جوادی آملی »
رُّسُلاً مُّبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَکَانَ اللّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا – سوره نساء آیه 165
" پیامبرانى که بشارتدهنده و بیمدهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند، (و بر همه اتمام حجت شود؛) و خداوند، توانا و حکیم است "
با بودن عقل وهدایت الهی ، انسان باید بررسی کند که چرا این همه انحرافات در مسیر انسان ها بوجود آمده و چرا این انسانی که دارای عقل است این همه جنگ را در طول تاریخ به راه انداخته ؟ و چرا هنوز انسان های گمراه نسبت به انسان های هدایت شده زیاد ترند؟! آیا این مسئله به درون خود انسان برمی گردد یا از بیرون بر انسان تحمیل می شود ؟ آیا خود خواهی های انسان و عمل نکردن به دستورات دینی و تحریف آموزه های دینی باعث اینهمه بدبختی انسان شده یا طبیعت این عالم دارای نقص می باشد؟
علی علیه السلام درخصوص علل پیدایش فتنه ها می فرمایند:
همواره آغاز پدید آمدن فتنهها، هواپرستی، و بدعت گذاری در احکام آسمانی است ، نوآوریهایی که قرآن با آن مخالف است ، و گروهی (با دو انحراف یاد شده) بر گروه دیگر سلطه و ولایت یابند ، که برخلاف دین خداست. پس اگر باطل با حق مخلوط نمیشد، بر طالبان حق پوشیده نمیماند، و اگر حق از باطل جدا و خالص میگشت زبان دشمنان قطع میگردید. اما قسمتی از حق و قسمتی از باطل را میگیرند و به هم میآمیزند، آنجاست که شیطان بر دوستان خود چیره میگردد، و تنها آنان که مشمول لطف و رحمت پروردگارند نجات خواهند یافت.
« نهج البلاغه خطبه – 50 در بیان فتنه»